موا برم تنها بشم

مَوا برم تنها بَشُم

می‌خوام برم تنها بشم

 

تنها فقط با سایَه خو

تنها فقط با سایه‌ام

 

ساعت تلخ رفتنِن

ساعت تلخ رفتنه

 

مه خوب اَفهمُم غایَه خو

من خوب می‌فهمم زمان رفتنم را

 

دو روز تلخ زندگی

دو روز تلخ زندگی

 

قصه‌ی تلخ مردنه

قصه‌ی تلخ مردنه

 

امید یک روز زندگی

امید یک روز زندگی

 

دنبال خو با گور بردنَ

با خود به گور بردن است

 

ای دل دگه گولُم مزن

ای دل دیگر گلوم نزن

 

مِه بِشتِه گولت ناخارُم

من بیشتر از این گولت را نمی‌خورم

 

برگشتن اینین ای سفر

این سفر برگشتن ندارد

 

دنبال خو بِی تو نابرم

من تو را با خودم نمی‌برم

 

آدمِ پوچی مثلِ مه

آدم پوچی مثل من

 

کجا بریت که جاش بَشت

کجا بره که جاش باشه

 

با چه زبونی گَپ بزنت

با چه زبانی حرف بزند

 

تا یکی آشناش بشت

تا یکی آشناش بشه

 

موات از ایجا دور بشم

می خوام از اینجا دور بشم

 

جایی برم که چوک اَرُم

جایی برم که بچه بودم

 

غیر از خیال خوب خوم

غیر از خیال خوب خودم

 

هیچی نَهستَه تو سرم

هیچ چیز در سرم نیست

 

ای دل دگه گولم مزن

ای دل دیگر گولم نزن

 

مه بشته گولت ناخارم

من بیشتر از این گولت را نمی‌خورم

 

برگشتن اینین ای سفر

برگشتن ندارد این سفر

 

دنبال خو بِی تو نابرم

من تو را با خودم نمی‌برم

 

دنبال خو بِی تو نابرم

تو را با خودم نمی‌برم

/ 2 نظر / 2666 بازدید
میثم

درود بر تو شعرات از دل براومده... حق مردم همون شعرای دوقرونیه نه اینجور شعرا